هستیهستی، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
هلناهلنا، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

فرشته های آسمانی مامان و بابا ، هستی و هلنا

دومین سفر-سرعین وآستارا

1392/3/25 13:34
381 بازدید
اشتراک گذاری

دختر خوشگل ما دومین سفر زندگیش را روز سه شنبه 14 خرداد ماه 92 به قصد آستارا شروع کرد ولی به دلیل ترافیک به سمت زنجان و از آنجا به سرعین رفتیم . جیگر طلای ما از ساعت 4:30 صبح که تو ماشین از خواب بیدار شد و دید که تو پارکینگ هستیم با یک ع ه غلیظ و پر از تعجب سفرش رو شروع کرد و کل راه کلی چیزای جدید دید و تعجب کرد .

هر جا که می ایستادیم و شیشه رو پایین می کشیدم از لبه شیشه می گرفت و با تعجب بیرون رو نگاه میکرد و با هر کی که اون دور و بر بود از بچه تا پیر مرد و حتی با دشت و دمن و هوای خوب حرف میزد .

سرعین طبق معمول هواش عالی بود و خنک و دخترم روی تخت ها که می نشستیم کلی کیف میکرد و با بچه های تخت های دیگه حرف میزد .

اینم جوجه کوچولو در روز پانزدهم صبح که منتظر صبحانه است .

روز چهارشنبه 15 خرداد ماه حدودای ظهر به سمت آستارا برگشتیم و نهار را در گردنه حیران خوردیم . با اینکه هوا آفتابی بود و مثل همیشه مه نبود ولی هوای لطیف و خنک و عالی بود و دختر عسلمون هم حسابی کیف کرد .

روز پنجشنبه 16 خرداد هوا در آستارا کمی شرجی بود و ظهر تصمیم گرفتیم برگردیم گردنه حیران و به روستای گیلده رفتیم . نسبت به چند سال قبل که رفته بودیم خیلی تغییر کرده بود و کلی خانه های جدید ساخته شده بود ولی هوا عالی بود و نهار را در گردنه حیران خوردیم .  

بعد از ظهر که هوا بهتر شد به ساحل دریا رفتیم و دخترم کلی تعجب کرد وبعدشم کلی بهش خوش گذشت .

 و روز جمعه هفدهم خرداد ماه به سمت تهران برگشتیم .

 

دخترم انشاا.. سالهای سال خوش و خرم باشی و همیشه به گردش و شادی و لبخند روی لبات .ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله محبوبه
2 تیر 92 19:03
خاله جون زندگی یه سفر طولانی ،هستی من همه راه سبز نیست ولی اگه تو این مسیر به بیابون رسیدی سرتو بلند کن چون آسمون کویر بی نظیره ، برات آرزو دارم تو سفر زندگیت هیچ فرصتی رو از دست ندی.