دومین سفر-سرعین وآستارا
دختر خوشگل ما دومین سفر زندگیش را روز سه شنبه 14 خرداد ماه 92 به قصد آستارا شروع کرد ولی به دلیل ترافیک به سمت زنجان و از آنجا به سرعین رفتیم . جیگر طلای ما از ساعت 4:30 صبح که تو ماشین از خواب بیدار شد و دید که تو پارکینگ هستیم با یک ع ه غلیظ و پر از تعجب سفرش رو شروع کرد و کل راه کلی چیزای جدید دید و تعجب کرد .
هر جا که می ایستادیم و شیشه رو پایین می کشیدم از لبه شیشه می گرفت و با تعجب بیرون رو نگاه میکرد و با هر کی که اون دور و بر بود از بچه تا پیر مرد و حتی با دشت و دمن و هوای خوب حرف میزد .
سرعین طبق معمول هواش عالی بود و خنک و دخترم روی تخت ها که می نشستیم کلی کیف میکرد و با بچه های تخت های دیگه حرف میزد .
اینم جوجه کوچولو در روز پانزدهم صبح که منتظر صبحانه است .

روز چهارشنبه 15 خرداد ماه حدودای ظهر به سمت آستارا برگشتیم و نهار را در گردنه حیران خوردیم . با اینکه هوا آفتابی بود و مثل همیشه مه نبود ولی هوای لطیف و خنک و عالی بود و دختر عسلمون هم حسابی کیف کرد .

روز پنجشنبه 16 خرداد هوا در آستارا کمی شرجی بود و ظهر تصمیم گرفتیم برگردیم گردنه حیران و به روستای گیلده رفتیم . نسبت به چند سال قبل که رفته بودیم خیلی تغییر کرده بود و کلی خانه های جدید ساخته شده بود ولی هوا عالی بود و نهار را در گردنه حیران خوردیم .

بعد از ظهر که هوا بهتر شد به ساحل دریا رفتیم و دخترم کلی تعجب کرد وبعدشم کلی بهش خوش گذشت .



و روز جمعه هفدهم خرداد ماه به سمت تهران برگشتیم .
دخترم انشاا.. سالهای سال خوش و خرم باشی و همیشه به گردش و شادی و لبخند روی لبات .



دومین سفر-سرعین وآستارا
